هاشم حسيني تهرانى
112
علوم العربية
زيرا موجبات فناء را طورى ببينند كه جاى آن آرزو و تمنّى نميماند . يا معنى آيه اين باشد : چون وقت مقدّر براى فنائشان رسيد خواست آنان در پيش داشت و پس داشت فنائشان تأثيرى ندارد ، ولى اگر پيش از رسيدن آن وقت از خدا بخواهند ممكن است خدا تقدير را تغيير دهد و وقت فناء را پيش و پس نمايد . ( 2 - جعل الشىء ) جعل : قراردادن است ، يعنى فاعل مفعول را چيزى قرار دهد كه مادّه فعل بر آن چيز دلالت مىكند ، مانند : " وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ : نويد داد خدا كسانى از شما را كه ايمان آوردند و كردارهاى شايسته كردند كه در زمين خليفة قرارشان بدهد چنانچه كسانى كه پيش از آنان بودند خليفة قرار داد نور - 24 - 55 " . " جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ : انگشتانشان را در گوشهايشان گذاردند ، و جامههايشان را غشاء قرار دادند - نوح 71 - 7 " غشاء : چيزى است كه به آن چيزى را بپوشانند ، درباره قوم نوح است كه هرگاه با نوح " عليه السّلام " برخورد ميكردند گوش خود را ميگرفتند كه سخن او را نشنوند ، و جامه بر سر ميكشيدند تا او را نبينند . و اين معنى از جعل قسم سومى است غير از آن دو قسم كه در معنى چهاردهم باب افعال گفته شد .